وبلاگ
برندگان سکه بهارآزادی و لوح تقدیر
آقای امید خاقانی – مجتمع کرمانشاه
آقایان مهدی شاکری و مسعود مدنی – خمین – مرکزی
آقای امید خانی خواه – آستانه اشرفیه – گیلان
آقای محمدجواد ویسمه ای – صحنه – کرمانشاه
خانم محدثه شریفی – کرمانشاه
آقای سهراب رضوانی – مرکز مجتمع کرمانشاه
خانم رویا سادات مصطفوی – خمین – مرکزی
آقای علی نورانی – مرکز شماره 1 کرمانشاه
آقای نوید مهروی – صحنه -کرمانشاه
آقای رسول عظیمی –صحنه – کرمانشاه
آقای مهران خاموشی – صحنه – کرمانشاه
آقای حسام صداقتی – گلپایگان – اصفهان
آقای هادی هادی کامران – صحنه – کرمانشاه
آقایان محمد بشیری و حسین اخوانی – سنقر – کرمانشاه
آقای سروش عظیمی – صحنه – کرمانشاه ( کوچکترین وبلاگ نویس جشنواره )
نخستین جشنواره فرهنگی هنری رسول مهربانی ، به مناسبت سال پیامبر اعظم (ص) در محل فرهنگسرای کودک و نوجوان کانون پرورش فکری کرمانشاه و در تاریخ ۱۲ دی ماه ۱۳۸۵ برگزار می شود. در این جشنواره ۵۱ وبلاگ از سراسر کشور شرکت داشته و تمامی کاربران اینترنتی در سراسر کشور می توانند چگونگی برگزاری مراسم را به صورت همزمان از طریق سایت ها و وبلاگ های زیر مشاهده نمایند.
-سایت خبری کانون جهت دریافت متن و عکس اخبار:
http://ksh.kanoonparvaresh.com
ماه فروماند از جمال محمد(ص)
سرو نباشد به اعتدال محمد(ص)
قدر فلك را كمال و منزلتي نيست
در نظر قدر با كمال محمد(ص)
وعده ديدار هر كسي به قيامت
ليله اسري شب وصال محمد(ص)
اين غزل شيخ مصلح الدين محمد بن عبدا... سعدي شيرازي، از مشهورترين اشعاري است كه به ساحت پربركت پيامبر نور، تقديم شده است.
بدون شك، اين شهره، بي دليل نيست. مهمترين دليل اين مسأله را شايد بتوان در رديف باشكوه اين شعر دانست. البته نبايد از اين سخن چشم پوشيد كه اين نام عزيز، در اشعار ديگري هم در جايگاه رديف، حضور داشته است، اما اين شعر، با ديگر اشعار فرق مي كند. اين شعر به تمام معنا يك غزل است. با همان ويژگيهاي غزل عاشقانه سعدي، بيت اول به نوعي توصيف رسول نور است، با همان ويژگيهايي كه از معشوقه ازلي شعر فارسي و يا حداقل شعر سبك عراقي سراغ داريم.
سعدي در ادامه به جايگاه پيامبر اسلام(ص) در ارتباط با سلسله انبيا و آموزه هاي دين مبين مي پردازد.
آدم و نوح و خليل و موسي و عيسي
آمده مجموع در ظلال محمد(ص)
عرصه گيتي مجال همت او نيست
روز قيامت نگر مجال محمد(ص)
پس از اشاره به حضرت رسول(ص) در روز رستاخيز، شاعر چند بيت در همين فضا زمزمه مي كند:
و آن همه پيراسته جنت فردوس
بو كه قبولش كند بلال محمد(ص)
همچو زمين خواهد آسمان كه بيفتد
تا بدهد بوسه بر نعال محمد(ص)
شمس و قمر در زمين حشر نتابد
نور نتابد مگر جمال محمد(ص)
شايد اگر آفتاب و ماه نتابد
پيش دو ابروي چون هلال محمد(ص)
اما شكوه اين شعر - بي ترديد- در تغزل صميمي و شگفت انگيز دو بيت پاياني است. اين تغيير روش شعر سبب مي شود، بسياري براي خواندن اين شعر، تنها به ابيات آغازين و پاياني كفايت كنند.
دو بيت پاياني كه اين ستون را با آنها به پايان مي بريم، اگرنه بي نظير ولي قطعاً در كارنامه شعري شيخ اجل كم نظيرند.
چشم مرا تا به خواب ديد جمالش
خواب نمي گيرد از خيال محمد(ص)
سعدي اگر عاشقي كني و جواني
عشق محمد(ص) بس است و آل محمد(ص)
براى اين مهم على را برگزيد و جز او را انتخاب نكرد،زيرا شايسته بود آن كس كه به اين كار مهم قيام مىكرد بطور فراوان از ويژگيهاى زير برخوردار باشد:
(1) محبت او به خدا،پيامبر (ص) و دين او بيشتر از محبتش به خود باشد.
(2) داراى روحيهاى باشد كه در راه خدا با خشنودى شهادت را استقبال كند.
(3) دلاورى باشد كه دشمنان-على رغم تنهايى و بىياورى او و فزونى دشمن-او را مرعوب نكنند.البته كسى كه آن شب بر بستر پيامبر مىخوابد،تنها و بطور ناگهانى دست كم با ده جوان از زورمندان مكه روبرو خواهد شد،و اگر در برابر آنها پيروز شود،طبيعى است كه تمام خشم مردم مكه متوجه او خواهد شد و صدها تن از آنان و شايد همگى به وى حملهور شوند، زيرا او كسى است كه با خوابيدن خود در بستر پيامبر (ص) مانع پيروزى آنان در كارشان شده است.
(4) مردى باشد كه هيچ رازى را آشكار نكند،و هر چه شكنجه بيند،دشمنان را از جا و مكان پيامبر (ص) آگاه نسازد.و براستى مشركان قريش،پس از بىنتيجه ماندن توطئهشان تصميم گرفتند به جاى پيامبر (ص) هر كسى را كه در بستر او يافتند،شكنجه و آزار دهند تا جايگاه پيامبر (ص) را به آنان نشان دهد.
البته دشوار است تصور كنيم كسى جز على (ع) مىتوانسته چنين وظيفهاى را بهعهده گيرد، و آرام و مطمئن-بدون خوف و ترسى-اقدام به آن كار بكند.در اين جاست كه ما معناى وزارت و يا معاونت را مىفهميم كه على (ده سال پيش از اين رويداد) به قيمت جان خود نسبتبه پيامبر پيمان آن را بست.
توی دوره امتحانات یه شماره پیدا کرده بودم که هر وقت دلم می گرفت بهش زنگ میزدم.ای کاش زودتر پیداش کرده بودم. وقتی صداش رو می شنیدم یه حال عجیبی بهم دست می داد سرم رو می ذاشتم روی گوشی و به حرفاش فکر می کردم.یه آرامش غریب که توی این استرس ها تنها من شده بود.از ۱ تا ۱۱۴ یک عدد رو انتخاب میکنی و بعد آرامش محض که وجودت رو فرا می گیره.شما هم حتما به ۱۴۴ زنگ بزنین.معجزه پیامبر حتما آرومتون می کنه.